تسلیت فوت فرزند

(تسلیت فوت فرزند) [تسلیت فوت فرزند]

{تسلیت به مناسبت درگذشت فرزند آگهی تسلیت فوت مادر پیام تسلیت سازمان جوانان جمعیت تسلیت فوت برادر متن تسلیت فوت,پیام تسلیت فوت پدر تسلیت فوت مادر عکس پدر ومادر عمر خبرآنلاین – جزئیات جدیدی از مرگ

(تسلیت فوت فرزند)

»تسلیت فوت فرزند…


در سوگ فرزند:

خوابیدی بدون لالایی و قصه
حالا آسوده بخواب بی درد و غصه

دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی


در سوگ فرزند:

ای گل نشکفته ام بابا چرا پژمان شدی؟
میوه قلبم چرا از دیده ام پنهان شدی؟

از برم رفتی، نگفتی بار دیگر یک سخن
همچو شمع از درد و غم سوزان شدی
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 مهر1391ساعت 21:4 توسط مستوفی | آرشیو نظرات
جوان

در سوگ فرزند:

شاعران در وصف جوان بس سخن‌ها گفته‌اند
من زبانم الکن از توصیف این رنج گران

مهربانی‌های تو آتش به جان ما فکند
وه چه جان‌سوز است، داغ فرزند جوان


در سوگ پسر جوان:

ببوسم دستت ای بابا که پروردی مرا آزاد
بیا مادر تماشا کن که فرزندت شده داماد

به حجله میروم شادان و زخمی در(بر) بدن دارم
به جای رخت دامادی کفن خونین به تن دارم
یابه حجله میروم شادان ولی زخمی به تن دارم
گه رخت، گاه لبت، گاه سرت می‌بوسم
دلم آرام نگیرد، چه کنم؟ چون پدرم

در سوگ فرزند:
یادش به خیر آن که در آغوش گرم من
عطری ز بوی پیکر نازش فشاند و رفت

در دامن خیال من از بزم وصل خویش
صدها نهال از گل و ریحان فشاند و رفت

در سوگ فرزند:
بعد یک سال بنویسید: میلادم کبوتر شد و رفت
زیر باران بهار، غزلی خواند، دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است، غم دل یا غصه
آنقدر غرق غمش بود که پرپر شد و رفت

روز میلاد، همان روز که طوفان شده بود
مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

در سوگ فرزند:
کجا رفتی … عزیز من
زمین معرفت خیز، محبت جوش
عزیزم، جان من، همدرد گرم آغوش
همیشه خاطرم جاریست
مجبت از تو در دل یادگاریست
درودت باد، ای فرزند من بدرود
وجود تو سرود زندگانی بود

در سوگ فرزند:

قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود
درعزایت جامه اندر تن دریدن زود بود

آخر ای دختر من (یار من) (یار همه) ای مظهر لطف و وفا
در ديار جاودان منزل گزیدن (خریدن) زود بود

به جای سطر سوم در جایی آمده بود:
آخر ای جان پسر، میوه جانم رضا

در سوگ فرزند:

ابیات زیر از حافظ است که برای مرگ فرزند گفته است:

دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
چه دید اندر خم این طاق رنگین

به جای لوح سیمین در کنارش
فلک بر سر نهادش لوح سنگین

و یا بیت زیر:

قره العین من آن میوه دل یادش باد
که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

در سوگ فرزند:
من آن گل پرپر شده دست زمانم
بر سنگ مزارم بنويسيد، جوانم

به مقصد نرسيده به سرآمد سفرم زود
اين حادثة شوم کجا بود،‌ندانم؟

در سوگ فرزند:
دیروز در آغوشِِ گرم من بودی امروز در آغوش سردِ خاک،
چه شد عزیزکم که آغوشِِ سرد خاک را به آغوشِِ گرم من ترجیح دادی؟
و مرا در غم فراقت نشاندی؟

دست ويرانگر اجل، گل شكوفاي زندگي ما را پرپر كرد و اندوهي بيكران بر قلوب داغدار ما گسترد!

شقایق

در سوگ فرزند:

شقایق بودی و دیری نماندی
سرود زندگی را نیمه خواندی

زدی برقی و خاکستر شدی تو
عزیزان را به سوگ خود نشاندی

یا در بیت دوم:

شتابان سوی جانان پر کشیدی
عزیزان را به سوک خود نشاندی


داغ جوان

در سوگ فرزند:

بعد پرپر شدنت، ای گل زیبا، چه کنم؟
من به داغ تو، جوان رفته ز دنیا، چه کنم؟

بهر هر درد، دوایی است، مگر داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا، چه کنم؟

غنچه

در سوگ فرزند:

نو گلی پرورده بودم، خاک از دستم ربود
آنچنان در بر گرفت، انگار در عالم نبود

سال‌ها زحمت کشیدم، تا گلم پرورده شد
ناگهان پیک اجل آن غنچه از دستم ربود!

یا
ناگهان پیک اجل آن غنچه را از من ربود!

در سوگ فرزند:

پسرم دست اجل، زود تو را پرپر کرد
مادرت گریه کنان، خاک عزا بر سر کرد

دوستانت همگی، از غم تو مأیوسند
اشک چشم همگان خاک مزارت، تر کرد